خاطره ی بلاتریکس لسترنج
داشتم دندان مصنوعي هاي ارباب تاريكي را مي شستم در اين هنگام هم تكه گوشتي كه در ميان دندانهاي آسياي او گير كرده بود به شدت آزارم مي داد نمدانم چند ماه در آنجا گير كرده بود كه بوي جوراب پخته ميداد در اين لحظه صداي ترمز ماشيني را شنيدم با عجله بيرون رفتم اين ماشين ‚ ماشين زيبايي بود كه چشماني همچو مئو داشت از ديگران پرس و جو كردم فهميدم كه اين ماشين مال پسر دايي ام رودفلوس است كه تازه از خارنج برگشته است و من عاشق پيكان چشم گربه اي مدل 54 او شده بودم وعشق ب اين گوگولي مرا شيفته ي صاحبش كرد 2 ماه بعد رودفلوس بي خبر از عسق من به گوگولي از من تقاضاي ازدواج كرد وهفته ي بعد حجت الاسلام والمسلمين ارباب تاريكي ما را در يك شب پاييزي به عقد هم در آورد.
يك هفته بعد
بلاتريكس:هنجه هنجت مي كنم{...}
رودفلوس:عزيزم جونم خودتو عصباني نكن واسه بچه خوب نيس(اين قسمت لطفا توسط خودتان سانسور شود)
بلاتريكس:تو؛ تو؛يه {...}و{...} بيشتر نيستي
وای کلیه اگه خوشتون اومد بگین برم منبعشو پیدا کنمhttp://www.kalin.mihanblog.com/
اومدم بقولم عكساشو براتون بذارم دعوا هم نكنيد ![]()
راستی هر کی موفق به دانلود تریلر شد حتما بگه از کجا دانلود کرده
آفا هر کاری کردم عکساش آپولود نشد توی گالری دمینتور می ذارمشون ولی فکر نکنم بذارنش چوون کیفیتش
خیلی بده اینو ببینین حال کنین


اینم اما جوون که کلی عکسای جدید ازش گیر آوردم (این قدیمیه)

دنیل وننش

آها الان مرضم گل کرده یه خورده دل اونایی رو که عکسا رو ندارن بسوزونم
عکساش ایناس :
هری وهرمیون تو کلاس معجون سازی که دنیل داره می خنده
صحنه ای که فکر کنم هری به اسنیپ می گه لازم
نیست به من بگید قربان
توی اینجاس
هری و بروبچ کمکی روی تسترال ها تو آسمونن
یه عکسه هم هست فقط چشای ور قلمبیده ی اسنیپه
۵ ۶ تا عکس جنگ با مرگخوارا جوخه ی بازجویی
ایناهاشش![]()
یه صحنه که نمی دونم کجای فیلمه هری و هرمیون و رون وجینی و فرد وجرج(فکر کنم)
ایناهاش
عکس هری بغل شومینه ی الف دال
یه دونشو نمی دونم اما یه پسره رو بغل کرده که فکر کنم دنیل باشه
(اخه از پشته)
اینجاس
اها این خیلی باحاله
ولدومورت کت شلوار پوشیده تو ایستگاه قطاره ![]()
خودشه همونی که من می خواستم
دیگه بقیشم زحمت بکشید از گالری ماگل نت پیداشون کنید

