علیكم السلام.
هذاMy آپ.
چه طورین؟خیلی دلم براتون تنگ شده بود. اصفهان خیلی خوش گذشت. جای همتون خالی بود. یه كم از اصفهان براتون می گم.
تو قطار خیلی حال داد. اصلا نمی خواستم بخوابم. ولی آخرش ساعت 5/5 صبح خوابم برد و ساعت7 بیدار شدم. یه خوابگاه داشتیم...توپ. تركونده بودن. همه جا رو دیدیم. جاتون خالی رفتیم سی و سه پل سوار قایق شدیم. اینقدر خوش گذشت. یه عالمه عكس انداختم.
بازی بایرن مونیخ و رئال مادریدو دیدین؟ خیلی قشنگ بود. نه؟ آقا حدود بيست- سی نفر دور تلویزیون حلقه زده بودن. وقتی ماكای تو ثانیه 11 گل رو زد، سالن رفت رو هوا. همه داد و بیداد كردن. یك عربده ای می كشیدن كه نگو. بعد یه نفر اومد تلویزیون رو خاموش كرد. ناظممون؛ احمد آقا، كف كرده بود. 5 دقیقه دهنش باز مونده بود و خیره به بچه ها نگاه می كرد.
آبشار نیاگارا رو هم دیدیم. ولی فقط من و یه نفر دیگه. نه بابا. راست می گم.
با هیپنو تیزم. احمد آقا گفت من یه نفر رو می خوام كه تمركز گیری خوبی داشته باشه. من هم داوطلب شدم. رفتم جلو. گفت اصلا نباید بخندی و هیچ صدایی هم نباید باشه. انگشتهاشو گذاشت روی گیج گاهم. همین طوری می چرخوند. بعد گفت: هر چی می گم تایید كن. تو العان آروم آروم می خوابی. گفتم: باشه.
- یواش یواش از روی زمین بلند میشی و پرواز می كنی. می ری بالا. از اون بالا ایران رو می بینی؟
یه لحظه تصور كردم كه دو تا بال گنده سفید دارم و دارم پرواز می كنم. یه حس باحالی داشتم.
گفت:«میری طرف خلیج فارس. خلیج فارسو می بینی؟ می بینی چه قدر آبیه؟»
تصور این كه از آسمون خلیج فارس چه شكلیه خیلی سخت بود. اما سعی كردم.
گفتم:«می بینم»
گفت:«یه كم برو اون ور تر. برو عربستان. خانه كعبه رو می بینی؟
یه دقیقه وایسین. كسی برنامه Google Earth رو داره؟ من دارم. قبلا با استفاده از همون برنامه، مكه رو دیدم بودم. همون رو تصور كردم و گفتم:«می بینم»
گفت:«پرواز كن و برو به آفریقا. اونجا رو می بینی؟ صدای پرنده ها رو می شنوی؟
گفتم:«می بینم»
گفت:«آبشار نیاگارا رو می بینی؟ ببین چه قدر بزرگ و قشنگه. »
گفتم:«می بینم»
همون موقع ییهو یه عالم آب ریخت روی سرم و ییهو اتاق از صدای خنده بچه ها منفجر شد. چشمم رو باز كردم و دیدم همه و به خصوص احمد آقا شكمشون رو گرفتن و دارن روده بر میشن.
همش سركاری بود. منو اسگول كرده بود.
احمد آقا گفت:«مهرداد،(همون كسی كه آب ریخته بود روی سرم) خیلی زود آب رو ریختی. باید صبر می كردی من بگم برو اون زیر. وقتی می گفت "اون زیرم" تو آب رو می ریختی.»
نفر بعدی یه دومی بود كه همون موقع اومد. آخرش احمد آقا پرسید:«برو اون زیر»
اون هم گفت:«اون زیرم.» یيهو سه نفر هم زمان سه تا لیوان آب یخ ریختن رو سرش و دوباره ما روده بر شدیم.
دومین سرگرمیمون، از اون ها بود كه یه چیزی رو جابجا می كنیم و یه نفر باید پیداش كنه. احمد آقا گفت:«یه نفر رو می خایم كه جنبه داشته باشه». یه نفر داوطلب شد.
احمد آقا گفت:«دو تا لیوان شیشه ای می خوام. وقتی نزدیك شدی من این دو تا رو به هم می زنم. باید زیر پوشتو هم بدی. پسره زیر پوششو در اوورد و داد به احمد آقا و رفت بیرون كه ما یه چیزی رو جابجا كنیم. بعد یكی از لیوان ها رو گرفت و زیرپوشرو كشید روش. چند دقیقه گذشت و اون پسره اومد تو و این ور و اون ور رو نگاه كرد. احمد آقا هم مرتب با یكی از لیوان ها می زد روی اون لیوانی كه روش زیرپوش كشیده بودیم. وقتی تغییرات رو پیدا كرد، دوباره اتاق رفت رو هوا. می دونید چرا؟ چون دو تا لیوان ها شیشه ای بود، زیرپوشه به اندازه ته لیوان پاره شده بود.
بعدشم كه گل یا پوچ بازی كردیم و ما 1-5 باختیم. اون شب ساعت 2 خوابیدیم.
بسه دیگه. خیلی فك زدم.
این متن درباره امینمه. هیچ ربطی به وب ما نداره ها. ولی قشنگه. بیشتر به امینم علاقه مند می شین.
نام اصلی امینم مارشال بروس مترز (MARSHAL BRUCE MATHERS) است.
امینم یك خواننده ی معروف رپ(RAP) خون یه علاقه ی بسیاری به سیاهپوستا داره و بخاطر همین به سفید اما سیاه معروف كه یعنی سفید پوسته ولی مثل سیاها لباس می پوشه و حركاتش مثل سیاه پوستا است.امینم در17 اكتبر سال 1972 در شهر st.joseph واقع در ایالت Missouri آمریكا و در خانواده ای فقیر متولد شد.مادر او زنی 17 ساله بود كه همسرش او را ترك كرده بود و بروس هرگز پدر خود را ندید.
او دوران كودكی اش را در شهر دیترویت (DITROIT) به سختی سپری كرد او در سن 9 سالگی با سبك Hip-hap RAPآشنا شدو با تلاش بسیار توانست در سن14 سالگی با خوانندگان رپ كلوپ های شبانه ی دیترویت رقابت كند.او در سن 15 سالگی به شدت مورد ضرب و شتم شاگردان مدرسه قرار گرفت به طوری كه 9 روز در بیمارستان بستری شد و در ترانه ای با نام Brain Damage كه بعد ها سرود انتقام خود را از آن كودكان گرفت و در همان سال مدرسه را ترك كرد و به پیشنهاد مادرش به جستجوی كار رفت.چند سال بعد دایی او Ron كه مورد علاقه ی فراوان بروس بود دست به خودكشی زد و تأثیرات منفی این واقعه به اضافه ی اختلافات او با مادرش سبب شد كه خانه را ترك كند و مدتی را در خیابان ها بگذراند و مدتی هم به عنوان آشپز در یك رستوران با حقوق بسیار كم مشغول به كار شد سپس تصمیم گرفت كه استعداد خفته ی خود را مجددا بیدار كند و توانست با تلاش بسیار عضویت یك گروه به نام NEW JACKS در آید.
او پس از مدتی از گروه NEW JACKS در آمد.او نخستین ترانه ی خود را برای هیئت خوانندگان رپ دیترویت (كه همگی سیاه پوست بودند) به صورت انفرادی اجرا كرد ولی مورد تمسخر آنان قرار گرفت و آنان به او پیشنهاد كردند كه به عنوان خواننده ی پاپ یا راك سفید پوست فعالیت كند ولی او نااامید نشد.وی برای پیدا كردن راه خود به دنیای رپ عضو یك گروه به نام SOUL INTERNT شد و با ورود اولین آلبوم آن ها به بازار امینم با خواننده ی رپ دیگری با نام PROOF آشنا شد.همكاری آنان سبب بوجود آمدن گروهی جدید با نام D12 شد كه بروس به خوبی در آن درخشید.
سایر اعضای گروه Kuniva,Suift,Kon Artist نام داشتند. نام وی در همان دوران به طوری اتفاقی تبدیل به لقبEMINEM شد زیرا او ابتدا خود را M&M=MARSHAL MATTERS معرفی كرد و در طی كنسرتها و برنامه های محلی با تكرار این نام به تدریج به EMINEM تبدیل شد و عملا معنای خاصی برای این كلمه وجود ندارد.
در سال 1995 یعنی در همان زمان كه اوج D12 بود امینم اولین آلبوم انفرادی خود تحت عنوانInfinite را به بازار عرضه كرد.او در 25 دسامبر همان سال از همسرش KIM صاحب فرزند دختری به نام HAILIE JADE شد.او در سال 1977 لقب لاغر مرموز(SLIM SHADY)را برای خود برگزیدكه شاید یكی از مؤثرترین عوامل موفقیت اوست.او در همان سال آلبوم SLIM SHADY EP را به بازار عرضه كرد كه برای نخستین بار ترانه های مشوش، تاریك، نامفهوم و سرشار از رنج و اعتراض او را به همه معرفی كرد.
یكی از تهیه كنندگان سرشناس موسیقی رپ با نامJimmy Lovine بعد از مشاهده استعداد و توانایی های این جوان كه موفق به كسب مقام دوم در جدول بهترین های رپ 1997 شده بود،او را با یكی از غول های موسیقی رپ و تهیه كننده ی بزرگ گروه N.W.A یعنی DR.Dre آشنا كرد.خود وی بعدها وظیفه مدیریت برنامه های امینم را بر عهده گرفت.این آشنایی و دوستی تازه كه تا به امروز ادامه دارد،سبب شكوفا شدن استعدادهای نهفته امینم شد و او را وارد مسیر شهرت و ترقی كرد.آلبوم بعدی امینم كه DR.Dre تهیه كنندگی آن را برعهده داشت در سال 1999 تحت عنوان Slim Shady LP به بازار عرضه شد و از طرفی مورد تحسین بسیار از طرفی دیگر مورد تمسخر قرار گرفت، ولی سرانجام موفق به كسب جایزه
Platinum گردید
تا خبری هم از رعد سیاه نشه داستانما یه لنگ در هواس
پس چن تا عکی ببینید![]()

بونی رو نگا
معلوم می شه از اون بالا کفتر می یایه![]()

آها این دوتا رو چه حالی میکنن
بی ادبا![]()

اینم از الیجا جوونم![]()
چرا نظرا این مدلی شدن
من نمی خوام
من کاری نکردم خودش
اینجوری شد![]()

